خودم آمدم انگار تویی در من بود
این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود
پیش چشم همه از خویش یلی ساخته ام
پیش چشمان تو اما سپر انداخته ام
ناگهان دشنه به پشت آمد و تا بیخ نشست
ماه من روی گرفت و سر مریخ نشست
آس در مشت مرا لاشخوران قاپ زدند
کرکسان قاعده را از همه بهتر بلدند
چای داغی که دلم بود به دستت دادم
آن قدر سرد شدم از دهنت افتادم
و زمینی که قسم خورد شکستم بدهد...
و زمینی که قسم خورد شکستم بدهد...
و زمینی که قسم خورد شکستم بدهد...


اگه تحمل حرفامو غمو غصه هامو داری بیا تو این وب در غیره این صورت از راهی که اومدی برگرد..